زندگی قصه ی رنجی ست که با گویشِ تلخی بدون من و تو در قد و قامت یک [...]
Monthly Archives: سپتامبر 2011
-
۰
۱۲ زندگی
-
۷ شعر
از تابوت شعر برخیز ای رسالت خفته در شعر که در این شب تاریک هر [...]
-
۶ باد ویران گر عشق
از کدامین سوی وزید بر من، باد ویرانگر عشق که چنین کلبه ام لرزید بر [...]
-
۵ نور خورشید
اینک نظاره کن بر من ، که چگونه پژمرده شدم درون عنچه ی خویش بی آن که اهداء [...]
-
۹ می آید پیش، مردی
شتابان خروشان می آید پیش مردی بدستش حربه آتش نه ایمان خفته نه بیدار [...]
-
۱۱ واقعه ی ۱۷ شهریور ۵۷
گوش کن آتش مگشا دمی آسوده مان . منم فرزند منم مام وطن. فرزند من ره آوردی نیستم که از [...]
-
۱۰ یک مسیر
پست و فراز را پیوسته یک رهبر و رهبر را یک مسیر که رسالت ساختن است و غرض پرداختن. هیچ موجی [...]
-
۸ ای دوست
صدا بر تو رسا می کنم ای دوست پاسخی ده مرا تا که بر خویش بندم کوله بارم [...]
-
۴ زیر تیغ
شبی در خود به سفر بود قصه ها گفت دردها بشنید شبی تا بدانجا که خورشید گیسویِ نقره فامِ خویش [...]
-
۳ آخرین گل برگ امید
آخرین گلبرگ امید پژمرد در گلدان هستی . پهنه خشک گلدان زآن پس نیافت در قلب [...]

