۱۹ کارون

تن بی جان مرا بر تن کارون نهید

تا که با پیکر من

آنچه خواهد بکند:

یا که بر سینۀ موجش بزند

                     یا که بر صخرۀ سرد.

                             یا که از روی ترحم

                                    به دل گِل شده اش چال کند.

تا که این اهل ریا

نبرند پیکر بی جان مرا

بر لب آب فراتش بنهد:

             که همو از من و ما بود

              بدانید همه.

تا چنین اسم مرا

همچو ایام حیات

همچنان در پس این کهنه نقابِ دل خود

با لب رنگ و ریا

در دل ظاهریان، خاک کنند.

وای ازین قافلۀ زهد و ریا

که چنان کِرم سیاه

همه دم در برمن لولیدند.

اهواز ۹ تیر۱۳۹۰

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>