۱۸ مسخ

با پاهای تو راه می رفتم

                         هرکجا که می رفتم

با چشمان تو می دیدم

                         هر چه را که می دیدم

من باید تو می شدم

                   تا مرا دریابی.

دیگر پاهایم را هم پای تو

به هیچ کجا نخواهم فرستاد

و دیگر چشمانم رابا چشمان تو

به هیچ آسمانی پرواز نخواهم داد.

نه زمین و نه آسمان

هیچ کدام بهانه ای برای با تو بودن نیست

……

حالا با چشم خودم می بینم

حالا با پای خودم می پویم

                             اهواز ـ ۴تیر۱۳۹۰

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>